........ موضوعات وبلاگ ........
.......... حضور و غیاب ..........
یــ ــاهـو
........... لوگوی خودم
...........
....... جستجوی در وبلاگ .......
........... دوستان من ...........
............. اشتراک.............
............ آوای آشنا............
|
|
ای دل ...
نویسنده : عرفان::
84/12/5:: 1:27 عصر
وقتی که تنگ چشات
اشکات به فریاد می زنه
همه غصه های دردم
توی اشکای تویه
تویه بارون چشات
میشکنه سکوتُ سایه
دیگه غیر از تو
من هیچی نمی خوام
پشت این چشات میشینم
گریهُ از سر می کنم
منتظر واسه رسیدنت
سر جام می مونم
زیر اشکام انتـظـاره
رنگ بی رنـگی داره
منم عاشق ترم انگار
وقتی اشکام می باره
بعضی وقتا که می یای
سر روی شونم می زاری
تمام اشکامو
از روی چشام بر می داری
اما این فقط یه آبه
آبه اون پشته چشام
وقتی بیداری بازم اون می باره
|
|
نظرات شما ()
|
|